« روزها مي آيند و ميگذرند...
در پي هم...
مي آيند كه بگذرند...
يا ميگذرند چون آمده اند...
مهم است؟
كدام گزينه را انتخاب ميكنيد... الف... ب... جيم ها... دال ها...
مهم است؟!
همه باهم را... هيچكدام را...
اصلا گزينه صحيح داريم را؟
اصلا گزينه ي صحيح بايد وجود داشته باشد را؟
دنبال صحيح گشتن را؟
شما شما صحبت كردن من با شما را؟
صحيح؟
چقدر دنبال صحيح گشتن خوبست... »
شما شما حرف زدن بهتره...
با اينكار بيشتر از اينكه كارا و حرفاشو توجيه كنه خودشو توجيه ميكنه...
به بقيه ميگه: من خودمو توجيه ميكنم...
ببينيد... من خوبم... اگه خوب نميبينيد...
اگه خوب نميبينيد...
توروخدا خوب ببينيد... چون من توجيه شده م...
آره...
ميگم كه اون به بقيه اين حرفا رو ميزنه...
شخصيت چيز خوبيه... منظورم نوع ساختگيشونه...
آه اي قلعه ي حيواناتي كه مسائل روز را از زبان حيوانات مي بياني... بيا مرا هم در بر گير...
من كدومشونم؟...
گزينه ي صحيح كدامست؟
شخصيت چيز خوبيه...
اينقدر خوب كه هي همه چيزا رو كنده ميكنم و ميندازم توي حلق اونا... به من چه... اونا رو ساختم واسه همين...
يعني دون كيشوت هم همينجوري بوده؟
طفلك دون كيشوت... يعني وقتي دون كيشوت هم اينجوري بوده يعني وقتي كه همه ش سروانتس و انگيزش براي خلق يه سطل بزرگ براي ريختن چيزايي كه بهش چسبيدن اون تو... واي... من دون كيشوتو دوست دارم... چرا اون يه سطل بزرگه؟؟؟...
خب...
يعني خب...
سروانتس رو هم دوست دارم...
يعني در اصل من سروانتسو دوست داشتم نه دون كيشوتو...
يعني خب يه سطل مهمه يا محتويات توش... منظورم آشغالهاي توشه... همون آشغالايي كه اينقدر زيبان كه وقتي كسي عين من ميگه آشغال بايد از خودش خجالت بكشه... تنها كسي كه ميتونه به اونا بگه آشغال خوده سروانتسه... خوده كسي كه اونا رو ريخته اون تو...
سطل آشغال مهمه يا محتوياتش؟
عين توي انجيل به روايت متي كه مسيح واسه مردم ميگه: روزي روزگاري در سرزميني دور دست مردي دو فرزند داشت... از هر دو خواست به سر زمين روند و آنرا شخم زندند... فرزند اول سرباز زد و از رفتن خودداري كرد اما پس از يك روز سر زمين رفت و مشغول به كار شد... فرزند دوم همان لحظه پذيرفت كه ميرود اما نرفت (نه كه داستان قشنگايي كه هميشه بچه آخره اون بچه خوبه است بعد از مسيح بوده اينه كه توي داستان مسيح بچه خوبه استثنا اوله... شما ببخش). حال مردم شما بگوييد فرزند برتر نزد پدرش كدام است؟...
آه مسيح...
آه پازوليني شخصيت مسيح خلق كن...
حرفاش عين وقتيه كه اين جمله رو ميگي كه حتما خدا كه نبايد يه برگه آچهار با يه خودكار جلوت بذاره كه بفهمي داري امتحان ميدي خره...
يا وقتي كه توي فيلم كيارستمي اون آفريقاييه ميگه من خوشحالم چون خدا منو دوست داره...
كدام گزينه صحيح است؟
عبارت -گزينه صحيح است- صحيح است؟
صحيح بودنه صحيح شدن صحيحي يك عبارت صحيح است؟
هيچكدام...
گزينه ي هيچكدام صحيح نيست صحيح است؟
گزينه ي صحيحي وجود ندارد صحيح است.
تموم شد...
(طفلك اين نوشته هه ميخواست داستان بشه... داستاني كه شخصيت داشته باشه و منم عين هميشه توش باشم... ميخواست يه سطل قورباغه اي با دهن باز عين تو پاركا داشته باشه كه من پرش كنم... نوشته هه هم حتما اينجوري جوابمو ميده كه طفلك سطله... طفلك پركننده ي سطله...طفلكي وجود ندارد... گزينه ي يك و دو صحيح است... كدام گزينه صحيح نيست؟... صحيح نيستش رو هم پررنگ كرده... كه بدوني صحيح هم ميشه نباشه...)
(از پرانتز بيرون نميام چون اينا اضافه هايي بعد تموم شده... اين هم يه جمله ي صحيح بود...)
(پس داستانش جور شد... شما يه داستان خونديد... شخصيتش هم پيدا شد... صحيح)
