سه شنبه 21 مهر1388
گل من را به سرشت نيك در آن نگريست
با همه نقش و نگار دل من شاد نبود
دست در جيبش كرد . . .
دست در جيبش كرد . . . . . . . . . .
دست
در
جیبش
کرد
. . .
دستشو توی جیبش کرد و . . .
و . . .
به باد صبا:
توی این جریان| اگه هم پاستیلی درآورده بشه| اتفاقی که میفته اینه که| اون پاستیله میاد و اون آدمه رو میخوره...
اینو خوده اون آدمه و همچنین دفترچه خاطرات اون پاستیل بهم گفتن...
مرسی
نوشته شده توسط یه کسی که یه سری حرفایی میزنه که دلیلی.. در ساعت 23:50 | لینک
|
