تبليغاتX
Welcome To mComrates's Weblog . . . یه سری حرف که دلیلی برای خوندنشون نیست

سپاس باد قدوسي را كه اويي هر كه او را " او " تواند خواند حاصل از اويي اوست و بوده ي هر چه شايد كه بود از بود او بود


فقط يك بار ميتوني از نهايت خوشحال بودنت لذت ببري



...

ميدوني؛

تازگيا به يه چيز جديد برخوردم...

از خودم سوالش نميكنم چون ممكنه اگه هي از خودم بپرسم بلخره به يه جوابي برسم،...

ولي همه اينكه اينو دوس دارم به اينه كه جوابي نداره...

ميدوني...

يه سوال توي دنيا هست:

اگه،

يه وقتي،

محبوب/ معبود/ معشوق/ مقصود ت،

يعني همه اين چهار تاي بالاي تو،

با خوده خوده تو،

يكي بشن اون وقت يه اتفاقي ميوفته؟

يعني وقتي كه تو با محبوبت يكي بشي چي ميشه؟

اون وقت يعني تو دچار خودشيفتگي شدي و خودت تبديل به محبوب خودت شدي؟

يا وقتي تو معبود خودت ميشي يعني ديگه واقعا خدا مرده و همه‌ش تويي؟

وقتي خودت معشوق خودت بشي چي؟

...

يا شايد اصلا منظور اون سواله اينا نبود...

شايد تو با يه چيز ديگه يكي ميشي؟

يا شايد تو تمام اون سوال‌هاي بالا در آن واحد هستي و خودت يا خبر داري يا خبر نداري يا هر حالت ديگه؟

يا . . .


نوشته شده توسط یه کسی که یه سری حرفایی میزنه که دلیلی.. در ساعت 23:31 | لینک  | 
 

Email Address : mComrates@yahoo.com